تبليغاتX
مجله اینترنتی مدیریت بحران و سوانح

مجله اینترنتی مدیریت بحران و سوانح

اولین مجله اینترنتی علمی، آموزشی و فنی در زمینه مدیریت بحران و سوانح به زبان فارسی

آنفلونزای مرغی که اکنون در حال گسترش در کشورهای مختلف جهان است اگر تبدیل به یک بیماری واگیردار انسانی شود می تواند به سرعت هزاران و شاید میلونها نفر را کشته و موجبات از هم پاشیدگی دولتها، شرکتها و موسسات و بطور کلی بحران در اقتصاد جهانی شود. البته شاید هم اینطور نشود. با این حال عدم اطمینانی که در اینجا وجود دارد به نوبه خود چالشی بزرگ برای دولتها، موسسات و شرکتها و مردم کشورهای مختلف جهان است. هیچ کس به درستی نمی داند که چه اتفاقی برای ویروس آنفلونزای مرغی طی ماهها و شاید سالهای آینده می افتد. آیا این ویروس تبدیل به ویروسی که قادر خواهد بود از انسان به انسان منتقل شود می گردد؟ و یا به مرور زمان از بین خواهد رفت؟

با این حال، بسیاری از مردم در گوشه و کنار جهان در حال بررسی سناریوهای مختلفی از نوع خوشبینانه تا بدبینانه آن هستند تا بتوانند در صورتی که فاجعه ای رخ دهد در برابر آن برنامه های لازم را داشته باشند. هر چه بر تعداد کشورهایی که دچار این ویروس می شوند افزوده می شود لازم است دولتها و سازمانها اعم از عمومی و خصوصی نیز میزان تاثیر پذیری خود از نوع حاد این ویروس در صورت بروز را مورد بررسی و ارزیابی قرار دهند. این در حقیقت وظیفه دولتها، سازمانها و موسسات است که خود را برای هر گونه خطری و از جمله این نوع خطرات آماده کنند و برنامه های لازم برای مقابله با آنها را تهیه نمایند.

مساله فقط این نیست که تعدادی از مردم در اثر چنین ویروسی مریض شده و قادر به رفتن به سر کار خود نخواهند بود بلکه شیوع این ویروس در بین انسانها می تواند منجر به از هم پاشیدگی بسیاری از زیر ساختهای اجتماعی شود. زمانی که چنین بیماری مسری فراگیر شود مردم سعی خواهند کرد تا حد امکان از خانه های خود خارج نشوند. این به معنای عدم ارایه خدمات مختلف از جمله عرضه مواد غذایی، حمل و نقل عمومی، سیستمهای اطلاعاتی و ارتباطاتی و مانند آنها خواهد بود. بنابر این ما باید برای این نوع از هم پاشیدگی زیر ساختهای اقتصادی و اجتماعی آمادگی لازم را پیدا نماییم. سوالی که بسیاری از دولتها، شرکتها و موسسات در این شرایط با آن مواجه خواهند بود این است که چگونه می توانند به فعالیتهایشان در چنین اوضاعی ادامه دهند؟

تا کنون بیش از 200 میلیون قطعه پرنده بر اثر ابتلا به ویروس آنفلونزای مرغی در کشورهای مختلف جهان مرده اند. تعداد افرادی که از سال 2003 تا کنون در اثر ابتلا به این ویروس به خاطر ارتباط با پرندگان مرده اند اکنون نزدیک به 100 نفر رسیده است. تعداد قابل توجهی نیز به این ویروس مبتلا شده اند. از اوایل فوریه سال 2006 بیش از 13 کشور اعلام کرده اند که مواردی از ویروس را مشاهده کرده اند. علیرغم این گسترش سریع سازمان بهداشت جهانی همچنان معتقد است که ابتلای انسانی به این ویروس هنوز بسیار اندک و ناچیز است. هنوز هیچ واکسنی که برای مقابله با این ویروس موثر باشد تهیه نشده است. سازمانهای تحقیقاتی در کشورهای مختلف اقداماتی را در این زمینه شروع کرده اند. برخی از موسسات اعتقاد دارند که برخی داروهایی که برای آنفلونزاهای موجود بکار می روند ممکن است در برابر این ویروس هم موثر باشند. اما مشکلی که وجود دارد این است که ویروسهای آنفلونزا غالبا در برابر این داروها مقاوم می شوند و از این رو این داروها همیشه موثر نیستند. ویروس فعلی (H5N1) در مقابل تعدادی از این داروها مانند امانتادین (amantadine) و ریمانتادین (rimantadine) که از داروهای مهم مقابله با آنفلونزا هستند مقاوم است. البته برخی داروهای دیگر مانند اوسلتاماویر (oseltamavir) و زناماویر (zanamavir) در مقابل این ویروس موثر می باشند و مطالعات بیشتر در این زمینه ادامه دارد.

حتی اگر دانشمندان موفق به کشف واکسن مناسب و موثر بشوند معلوم نیست که مقدار کافی از این واکسن در زمان مناسب به دست مردم برسد زیرا تولید و تکثیر آن زمان بر است. اگر از روشهای معمول برای این منظور استفاده شود حداقل این کار 6 ماه زمان لازم خواهد داشت.

تا کنون فقط دو مورد انتقال ویروس از انسان به انسان گزارش شده است که هر دوی آنها در جنوب شرق آسیا بوده اند. برای اینکه یک بیماری واگیردار ایجاد شود این ویروس باید به گونه ای تبدیل شود که بتواند به سرعت از انسانی به انسان دیگر منتقل شود. دانشمندان به قریب الوقوع بودن این نوع بیماری فراگیر اعتقاد ندارند. بر اساس داده های موجود این ویروس از سال 1997 تا کنون وجود داشته است و منجر به بیماری فراگیر ویروسی نشده است و بعید است که چنین شود. البته برخی هم با استفاده از همین داده ها بر این اعتقادند که هر چه زمان می گذرد ما به نوع فراگیر این بیماری نزدیک و نزدیک تر می شویم.

بطور کلی در قرن بیستم سه بیماری آنفلونزای فراگیر رخ دادند. آنفلونزای اسپانیایی سالهای 1918 تا 1919 منجر به مرگ بیش از 20 تا 50 میلیون نفر در جهان شد. آنفلونزای آسیایی سالهای 1957 تا 1958 منجر به مرگ دو ملیون نفر در جهان شد. آنفلونزای هنگ کنگی سالهای 1968 تا 1969 هم بیش از یک میلیون نفر را کشت.

آما آثار احتمالی یک آنفلونزای فراگیر دیگر چه خواهد بود؟ پیش بینی دانشمندان بر این نظر است که در اثر چنین بیماری احتمالا بین 43 تا 100 میلیون نفر جان خود را از دست خواهند داد. کشورها هر کدام به میزانی از این ویروس متاثر خواهند شد. تعداد زیادی از افراد به ویروس مبتلا شده و هزینه های بهداشت و درمان به شدت بالا خواهند رفت. از نظر اقتصادی این بیماری مسری منجر به کاهش شدید نیروی کار در کشورها شده و هزینه های تولید و تجارت را افزایش خواهد یافت و تقاضا برای محصولات بحشهای متاثر شده از این بیماری به شدت کاهش می یابند. مطالعات دیگری که انجام شده اند نشان می دهند که این بیماری در یک سناریوی محطاطانه منجر به کاهش 0.8 درصد ی تولید ناخالص داخلی جهان به میزان 330 میبلیارد دلار خواهد شد. سناریوهای غیر محطاطانه تر این اثرات را تا 4 درصد تولید ناخالص داخلی جهان و مرگ و میر بیش از 140 میلیون نفر برآورد می کنند. در برخی از کشورهای در حال توسعه این اثرات ممکن است تا بیش از 50 درصد تولید ناخالص داخلی آنها باشد.

بنابر این ما انتحاب زیادی بجز آمادگی و برنامه ریزی برای وقوع چنین حادثه ای نداریم.

بر گرفته شده و ترجمه از
http://knowledge.wharton.upenn.edu/index.cfm?fa=viewarticle&id=1402

دوستان عزیز با ذکر نام نویسنده و آدرس وبلاگ می توانند این مطالب را استفاده و نشر نمایند.
+ نوشته شده در  سه شنبه نهم اسفند 1384ساعت 15:13  توسط دکتر علی عسگری  | 

بالاخره بعد از چند ماه از طوفان کاترینا که تا این زمان پر خسارت ترین بلای طبیعی در تاریخ آمریکا و جهان بوده است گزارش نهایی کمیته منتخب کنگره آمریکا در پانزدهم فوریه منتشر شد. این گزارش در 435 صفحه و هدف اصلی آن روشن کردن این مطلب برای مردم آمریکا است که در طوفان کاترینا چه رخ داد و چرا مسولان مدیریت بحران در آمریکا قادر به مدیریت درست این بحران نشدند. با اینکه این طوفان در آمریکا رخ داد ولی درسهای آن برای همه مردم جهان قابل استفاده است. به همین دلیل در ادامه این نوشتار کوتاه سعی می کنم به اختصار نتایج کلی این گزارش را که در خلاصه اجرایی آن آمده است ارایه نمایم. اینکه چه درسهایی از این طوفان ما می توانیم بگیریم را به خوانندگان گرامی واگذار می کنم.

گزارش بر این باور است که قصورهایی در کلیه سطوح دولت اعم از ملی، ایالتی و محلی در مدیریت این بحران وجود داشته است. رهبری بحران بسیار ضعیف و از هم گسیخته بود و هر کجا هم که صورت گرفت با کندی و تاخیر انجام شد. نحوه آمادگی و مقابله با این طوفان نشان داد که ما در عصر تکنولوژی اطلاعات دارای دولتی هستیم که کاملا دستی عمل می کند. باید اذعان کنیم که ما تا حد زیادی قادر به ذخیره سازی، جابجایی، و دسترسی به اطلاعات بخصوص در شرایط بحرانی نیستیم. بسیاری از مشکلاتی که در اثر این طوفان بوجود آمدند به نوعی به شکاف های اطلاعاتی و یا کاربردهای آنها و عذم امکان تصمیم گیری به دلیل نداشتن اطلاعات کافی مریوط می شوند. اطلاعات بهتر می توانست بهترین ابزار برای مقابله با طوفان کاترینا باشد. دولت فدرال آمریکا بزرگترین خریدار تکنولوژی اطلاعات در جهان است و بنابر این هر کسی فکر می کند این دولت می تواند به بهترین شکل اطلاعات را مورد استفاده قرار دهد ولی تجربه کاترینا نشان داد که چنین نیست.
شکست دولتهای محلی، ایالتی و ملی برای مقابله با کاترینا نشان داد که آمریکا در برابر این نوع سوانح آمادگی لازم را ندارد.
برنامه های مقابله با سوانح از انطباق پذیری و انعطاف پذیری لازم برخوردار نبودند. رویه های خشک و غیر منعطف و بروکراتیک دولتی منجر به تاخیر در مقابله با این بحران شدند. به نظر می رسید برنامه ریزان و مدیران بحران منتظر بحرانی بودند که با برنامه هایشان هماهنگ باشد و نه برنامه هایی که خودشان را با بحران منطبق کنند.
پیش بینی های سازمان ملی آب و هوا (National Weather Service) بسیار دقیق و به موقع بودند و از خسارات و تلفات زیادی جلوگیری به عمل آوردند. مانور آزمایشی که کمی قبل از طوفان کاترینا در نیو اورلئان انجام شد بسیاری از نقاط ضعف را نشان داد ولی تلاشی برای اجرای درسهای حاصله از این آزمایش صورت نگرفت. کوتاهی در تخلیه کامل شهر نئواورلئان منجر به تلفات قابل پیشگیری و تاخیر در عملیات امداد رسانی بعد از آن شد. اجزای اصلی برنامه ملی مقابله با بحرانها بسیار دیر و ناکارا اجرا شدند . وزارت امنیت داخلی و ایالتها برای بخرانی با این اندازه آمادگی لازم را نداشتند. از هم گسیحتن سیستم ارتباطات و عدم وجود روشهای جایگرین لطمات زیادی ببار آورد و مدیریت بخران را یا مشکلات جدی مواجه کرد. کنترل و فرماندهی عملیات بحران در کلیه سطوح ضعیف بود . ارتش آمریکا نقش بسیار کلیدی در این بحران ابفا کردند ولی هماهنگی وجود نداشت. از هم پاشیدن نیروی انتظامی محلی و فقدان نظام ارتباطی و اطلاع رسانی مناسب منجر به تاخیر بیشتر در عملیات امداد و نجات شد. مراقبتهای بهداشتی و تخلیه مردم از محل حادثه فاقد آمادگی لازم بود و از ناهماهنگی و ضعف ارتباطات رنج می بردند. ضعف های طولانی و بلند مدت از یک طرف و اندازه طوفان کاترینا از طرف دیگر بر توانایی سازمان مدیریت بحران آمریکا در ارایه مسکن اضطراری و موقت غالب شدند . سیستمهای تدارکات و قراردادهای سازمان مدیریت بحران آمریکا قادر به ارایه کمکهای هدفمند، گسترده و پایدار نبودند.
کمکهای سازمانهای خیریه مانند سازمان صلیب سرخ بسیار ارزشمند بود ند ولی این سازمانها نیز با چالشهای زیادی به دلیل بزرگی بحران و نامناسب بودن ظرفیتهای تدارکاتی و بی نظمی در اسکان اضطراری مواجه بودند.

متن کامل گزارش را در اینجا ببینید:

http://katrina.house.gov

متشکرم
+ نوشته شده در  سه شنبه دوم اسفند 1384ساعت 13:29  توسط دکتر علی عسگری  |