تبليغاتX
مجله اینترنتی مدیریت بحران و سوانح

مجله اینترنتی مدیریت بحران و سوانح

اولین مجله اینترنتی علمی، آموزشی و فنی در زمینه مدیریت بحران و سوانح به زبان فارسی

در کانادا این هفته به نام هفته آمادگی در برابر بحرانها و سوانح (Emergency Preparedness Week) نام گذاری شده است و در این هفته کلیه سازمانها در سطوح مختلف محلی، استانی و فدرال فعالیتهای خود در این زمینه را برای مردم تشریح می کنند. در گوشه و کنار شهرها و در مکانهای عمومی مانند کتابخانه ها برنامه های ویژه ای به این مناسبت برای آموزش و اطلاع رسانی عمومی برگزار می شوند. این هفته در حقیقت فرصتی به مسئولان می دهد که برنامه های آموزش عمومی خود را در ابعاد وسیعتری در اختیار عموم قرار دهند و به اهداف خود در زمینه آماده سازی مردم و جامعه در برابر حوادث و خطرات احتمالی دست یابند. از آنجا که تعداد این نوع سازمانها و ارگانها اعم از دولتی و غیر دولتی بسیار زیاد هستند اگر هر کدامشان برنامه ای در محدوده عمل خود اجرا نمایند مردم در معرض انواع و اقسام اطلاعات و آموزشها قرار می گیرند و در صورت تکرار سالانه این برنامه ها در بلند مدت آنچه که مردم در این زمینه ها باید بدانند به آنها منتقل می شود. ضمن آنکه اجرای این برنامه ها برای خود سازمانهای مدیریت بحران و مرتبط با آن نیز نوعی تمرین تلقی می شود و در آمادگی آنها نیز موثر است.

این هفته هر سال با یک شعار اصلی دنبال می شود. نام شعار امسال "هم اکنون آماده شو: یادبگیر چگونه" (Prepare Now: Learn How) است. شعارها هر سال متناسب با شرایطی که جامعه در آن قرار داشته و دارد و اولویتهایی که باید به آنها پرداخت تدوین می شوند. آنچه این شعار به آن اهمیت می دهد یادگیری روشهای درست آمادگی در برابر سوانح است. آنچه در این مورد تاکید خاص روی آن می شود این است که افراد و خانوارها باید یاد بگیرند که چگونه خود را تا 72 ساعت پس از وقوع بحرانها و سوانح بدون توقع کمک حفظ نمایند.

در کانادا مسئولیت حفاظت و آمادگی در برابر سوانح و بحرانها در درجه اول متوجه خود افراد و خانوارها است. اگر آنها نتوانند از عهده این مسئولیت برآیند آنگاه دولتهای محلی موظف هستند که وارد عمل شوند. اگر دولتهای محلی هم از عهده این کار بر نیایند مسئولیت بر عهده دولت استانی و سپس دولت فدرال خواهد بود. به همین دلیل آمادگی در برابر سوانح از سیاستهایی است که در کانادا به شدت مورد توجه است و سرمایه گذاری های زیادی در این زمینه صورت می پذیرد. طبیعتا اثرات آن را نیز در پایین بودن تعداد سوانح و بحرانها از یک طرف و پایین بودن خسارات و تلفات در سوانح و بحرانهای پیش آمده از طرف دیگر بخوبی آشکار می شود.

جا دارد در کشور ما نیز این کار در حدی وسیعتر صورت پذیرد. توجه منفعلانه نسبت به بحرانها و سوانح بعد از وقوع آنها ارزش چندان زیادی ندارد. مهم این است که سازمانها و ادارات و نهادهای مسئول به گونه ای برنامه ریزی شده و مداوم صرف نظر از آنچه رخ داده اطلاع رسانی و آموزش و آماده سازی مردم در برابر بحرانها را در دستور کار خود قرار دهند. این یکی از راههایی است که در بلند مدت اثرات خود را برجای خواهد گذاشت. در این برنامه ها می توان از نیروهای داوطلب مردمی هم کمکهای زیادی گرفت. کما اینکه در کانادا نیز این هفته با حضور تعداد زیادی از داوطلبان صورت می گیرد.

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم اردیبهشت 1385ساعت 13:46  توسط دکتر علی عسگری  | 

مدیریت درست بحران نیازمند مدیران ماهر و با تجربه است. مدیران خوب بهترین استفاده را از منابع در دسترس و فرصتهایی که پیش می آیند می نمایند. در مقابل مدیران ضعیف و کم تجربه ممکن است وضعیت های بد را حتی بدتر نمایند. نکته مهم این مطلب این است که در سراسر جهان بحران شدیدی در زمینه مدیران با صلاحیت بحران وجود دارد که باید به حال آن فکری جدی بکنیم.
اگر به بحرانهای پیش آمده در سالهای اخیر در گوشه و کنار جهان و از جمله ایران نگاه کنیم به خوبی متوجه می شویم که فقدان مدیران با تجربه یکی از مهمترین ضعف ها در مدیریت بحرانها بوده است. ضعف آموزش و تربیت نیروهای مناسب و استخدام و بکار گیری آنها در بحرانها و سازمانهای درگیر و مسئول در مدیریت بحران به خوبی آشکار است. ضمن آنکه در خیلی از موارد کسانی که در سمتهای مربوطه هستند نیز از دانش تخصصی و تجربه کافی در این زمینه برخوردار نیستند. بسیاری از کسانی که در سمتهای مربوط به مدیریت بحران فعالیت می کنند آمادگی چندانی برای تصمیم سازی در شرایط دشوار و پیچیده و اجرای درست وظایفی که بر عهده شان است ندارند.
دلایل چندی را می توان برای کمبود مدیران با تجربه بحران برشمرد. برخی از این عوامل ساختاری هستند و برخی به مدیریت منابع انسانی مربوط می شوند. از یک طرف تعداد بحرانهایی که نیازمند مدیران بحران می باشند در حال افزایش است (افزایش تقاضا) و از طرف دیگر تعداد مدیران خوبی که وجود دارند در سازمانهای مربوطه مشغول به کار هستند و غالبا هم بعد از کسب تجربه معمولا در این عرصه ماندگار نمی شوند و به عرصه های دیگر می روند (کمبود عرضه).
سوالی که در اینجا مطرح می شود این است که چرا علیرغم این شکاف موجود بین عرضه و تقاضای مدیران بحران تلاشی برای پر کردن این شکاف صورت نمی گیرد. این در حالی است که ما می دانیم جوانان زیادی هستند که به این حرفه واقعا علاقه دارند و حتی حاضرند این دانش را برای استفاده در مواقع ضروری هم که شده بیاموزند و بکار ببرند.
بخش قابل توجهی از تقصیر در این زمینه متوجه دولتها و سازمانهایی است که طی سالهای گذشته در این زمینه ها فعال بوده اند ولی به اندازه ای که باید و شاید به امر آموزش و تربیت نظام مند نیروی انسانی مورد نیاز این بخش توجه کافی نداشته اند. این در حالی است که فقط با کمی تلاش بیشتر و جهت دادن منابع آموزشی موجود در کشورها به سمت آموزش مدیریت بحران می توان این خلاء را پر کرد. برای این کار لازم است ابتدا فهرست کاملی از مهارتها و دانش های مورد نیاز برای مدیران بحران توسط سازمانهای درگیر این زمینه شناسایی شوند و سپس دوره های آموزشی بر اساس آنها در سطوح مختلف مدیریتی طراحی و توسط نهادهای آموزشی طراحی و اجرا شوند. اینها زمینه های رشد و حرفه ای شدن این شاخه مدیریت را فراهم می نمایند.
این مطلب با استفاده از مقاله ای که توسط نایجل کلارک (Nigel Clarke) در شماره اخیر نشریه (Humanitarian Exchange) چاپ شده است تهیه شده است.
+ نوشته شده در  جمعه یکم اردیبهشت 1385ساعت 19:16  توسط دکتر علی عسگری  |